محمد سعيد جانب اللهى
233
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
دنداندرد : در بافق براى از بين بردن كرم دندان مقدارى پنبه و پيه گوسفند دور چوب سنجد مىپيچند و روى چراغ مىسوزانند و بيمار دهان خود را بالاى دود آنها قرار مىدهد تا دود به دندانها بخورد . در اين حال ظرف آبى جلو دهان مىگيرند و بر اين باورند كه كرمها از دندان جدا شده در ظرف آب مىريزد ( جانب اللهى ، 1384 : 119 ) . در ايرانشهر براى از بين بردن كرم دندان مقدارى تخم پياز روى زغال گداخته مىريزند و با لولهاى دود آن را به دهان مىكشند و مدتى آن را در دهان نگه مىدارند ، سپس بيرون مىدهند ، چند لحظه بعد كرمهاى دندان بيرون مىريزند ( همو ، 1381 : 253 ) . گلودرد : در الموت دود پهن گاو را به گلو مىدهند ( حميدى و ديگران : 229 ) . در بلوچستان دودهء ته تابهء ميراثى به گلوى مريض مىمالند تا ورم رفع شود ( افشار سيستانى ، 1370 : 318 ) . در روستاى مىخواران دودهء قابلمهء فردى كه اجاقش كور بوده و مرده است ، به زير گردن بيمار مىمالند ( رستمى و ديگران ، 1374 : 208 ) . زخم : در تهران دود پشكل ماچه الاغ مىدهند ( شهرى : 5 / 422 ) . عفونت زخم : در بافق براى از بين بردن زخم و جراحات بدن مقدارى سرگين الاغ با پوست تنه درخت گز مىسوزانند و محل زخمشده را در مجاورت دود آنها قرار مىدهند ، تا دود به آن بخورد و عفونت را از بين ببرد ( جانب اللهى ، 1384 : 122 ) . ختنه : در منشاد ( يزد ) دود سرگين الاغ به آن مىدادند . در مهريز دود پشكل گوسفند مىدادند كه عفونت نكند ( جانب اللهى ، 1386 : 55 ، تحقيقات ميدانى مؤلف ) . خوندماغ : در خراسان يكى از روشهاى درمان اين است كه اندكى چرم بلغار با استخوان خرچنگ و اسفند در آتش مىريزند و دود آن را به بينى مىدهند ( شكورزاده : 245 ) . چشمدرد : در خراسان سرگين ماده الاغ را مىسوزانند و دود آن را به چشم مىدهند ؛ يا مقدارى پنبه از لايهء پنبه قبا ( نوعى پوشاك ) درمىآورند و روى دود پشكل ماده الاغ مىگيرند تا كاملا زرد شود . بعد آن را روى چشم مىگذارند ( شكورزاده : 247 ) . در گيلان پهن خشك گاو را جلوى چشم بيمار دود مىكنند ( پاينده : 263 ) . سرماخوردگى : در سنگسر دود پوست اورس و اسپند توأما براى رفع عوارض ناشى از رطوبت و سرماخوردگى به كار مىرود ( اعظمى : 58 ) . مارزدگى : در بافق مقدارى از جرم دود موجود در لولهء چپق را بيرون آورده روى محل نيشزده مىمالند ( جانب اللهى ، 1384 : 122 ) .